خانه / دل نوشته / مَشهَد کِه میرَوَم دِلَم آرام میشوَد

مَشهَد کِه میرَوَم دِلَم آرام میشوَد

مَشهَد کِه میرَوَم دِلَم آرام میشوَد
با ذِکرِ یا رِضا هَمه چیز خوب میشوَد

مَشهَد کِه میرَوَم دِلَم اِنگار کَربَلاس

سَر تا سَرِه حَرَم هَمِه جا روضِه ای بِه پاس

مَشهَد کِه میرَوَم بِه خیالَم کِه مَکِه اَم

حاجی شُدَم بِه دورِ خُدا سیر، گَشتِه اَم

مَشهَد کِه میرَوَم غَریبانه میشوَم

وَقتِ اَذان کِه شُد پُر اَز نالِه میشَوَم َ

مشهَد کِه میرَوَم هَمه ی دیدِه ها تَر اَست

زائِر دَخیلِه پَنجَرِه فولاد نِشَستِه اَست

گُفتَم زِ مَشهَدُو دِلِ مَن رَفت کَربَلا

خاصیتِ رِضاس کَربَلا میبَرَد مَرا………

یک نظر

  1. سلام دوست عزیز…
    شاعر این شعر بنده حقیر هستم…
    ان شالله ارباب بهتون نظر کنه…
    ممنون میشم اسم حقیر رو زیر مظلبتون بنویسید…
    شاعر:کربلایی مسعود مظفری
    http://www.mokabe.ir

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*