خانه / دل نوشته / لبیک یا سلطانعلی…

لبیک یا سلطانعلی…

زلف نگارمن پریشان زیک غم است
گویا عزای زینت اولاد آدم است …

با مدد از حضرت ولیعصر (عج) و عرض تسلئت به پیشگاه حضرتش

این اشعار را تقدیم به ساحت مقدس حضرت علی ابن باقر میکنم:

چون گنبد و مزار تو شد زینت سما
پل می زند دلم به گلستان کربلا
باشم کنار تربت پاکت سفیر عشق
آیا شود که گوشه چشمی کنی به ما
ابن الامام هستی وما مفتخر به تو
بر آستانه ات زده ام دست التجا
هرکس به آستانه لطفت زند دخیل
در سایه سار جود تو می گیرد ارتقا
خواهم کنی اجابتم ای قبله گاه عشق
دارم یقین که نوکر خود را دهی جزا
عطر مدینه می وزد از خاک اردهال
چون خفته ای سلاله زهرا در این سرا
فرمود امام صادق ع ما این چنین حدیث
دارد زیارت حرمت اجر نینوا
پیچیده گشت پیکر پاکت درون فرش
شددفن بدست مردم فین پیکر شما
اما دل غریب بسوزد ز بی کسی…
کردند رو به خیمه سلطان کربلا
گویی که دل حال سرودن گرفته است
گویی که دل بهر پریدن شده رها
عابد بخواه زائراین استان شوی
افتادگی نما که تو رامی دهد بها

* * * * * * * * *

دلت که محرم این حانه شدصفادارد

فضای روضه ی تو بوی کربلا دارد

تو مثل جد غریبت چقدر گداداری

ولی گدای تو اقا فقط تورا دارد

ببین که زلف دلم را به پرچمت بستم

حریم حضرت سلطان چقدر بهادارد

غم دلم به تو گویم تو محرم رازی

همیشه در همه جا کار با شما دارد

حریم وصل تو دارد ثواب کرببلا

یقین که تربت پاک توهم شفادارد

روایت غم تو دردل محبانت…

همیشه جلوه ازان قطعه بوریادارد

محسن عابدینی”عابد کاشانی”

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*